۱۳۹۰ شهریور ۱۹, شنبه

گزارش تصویری از سفر ایت الله فاضل لنکرانی به لندن ( بخش دوم )


به گزارش حوزه نیوز حجت الاسلام محمد جواد فاضل لنکرانی در ادامه درس خارج از فقه به بازگویی سفر لندن مرحوم ابوی  ایت الله محمد فاضل لنکرانی پرداخت. لنکرانی به نقل از دفتر خاطرات ابوی گفت : 
« بعد از ارشاد  و مسلمان کردن دختر صهیونیست در مترو, صهیونیستها که بدجوری شکست خورده بودند حربه جدیدی پیش گرفتند. جلوی فروشگاه یک دختر صهیونیست که شورت زرد رنگی به پا داشت  برای گمراه کردن من اقدام به حرکات اکروبات کرد . دخترصهیونیست  تا بنده را دید چشمکی زد و به فاصله سه سوت یک پایش را در هوا بلند کرد و بدنش رابه دیوار چسباند  و باسنش را در زمین و هوا قرار داد . سرش را به سمت من گرفت و گفت : (حاجی جون خوشت میاد .)

عکس دختر صهیونیست لندنی از البوم خاطرات ایت الله فاضل لنکرانی

به دختر صهیونیست گفتم : ( استغفرالله  بنده نفس مطمئنه دارم. همین دیروز پیش همکارت را چنان ارشاد کردم که مسلمان شد تو که هیچی با اون ... )
دختر صهیونیست که دید من تحریک نشدم به سمتم امد و گفت : ( حاج اقا میشه منو ارشاد کنید خیلی دوست دارم ارشاد بشم . )
 من هم که منتظر بودم گفتم : ( ان شاالله ) وبعد از شهادتین گفتند به سمت هتل رفتیم و شب تا صبح مقدمات اسلام را به صورت فشرده حالیش کردم .
در اخرین روز  صهیونیستها بیکار ننشستند و با فرستادن نیروی تازه نفس قصد داشتند بنده را به ضلالت بکشند . برای هواخوری از هتل بیرون امدم که ناگهان دختر جوان صهیونیستی که لباس ناهنجاری بر تن داشت  سوار بر یک موتور قرمز  جلویم سبز شد و گفت : ( حاجی برسونمیت ) 
عکس موتور سوار صهیونیست  منبع البوم شخصی ایت الله فاضل لنکرانی
 
بنده هم در جواب گفتم : ( ترجیح میدهم در مترو له بشم ولی ترک موتور یک صهیونیست سوار نشم ) دختر صهیونیست که منتظر جواب رد من بود با اسلحه بنده را تهدید کرد و من هم ناگزیر پشت دختر سوار شدم . البته خیلی تلاش کردم تا به بدن دختر نچسبم ولی دختر صهیونیست با سرعت ویراژ میداد که بنده ناگزیر شدم دستم را دور کمرش قفل کنم و سخت بهش بچسبم .  در این حالت با صدای بلند از خدا طلب استغفار کردم . دختر صهیونیست دلش نرم شد ارامتر حرکت کرد و گفت : ( حاجی شنیدم بدجوری ارشاد می کنی چی با من  حال نمی کنی یا از ریختم بدت میاد ) من هم که از اسلحه اش ترسیده بودم الله را یاد کردم و با اعتماد به نفس گفتم : ( بنده تخصصم در ارشاده  اگر بخوای شمار را هم ارشاد می کنم و گفتم به هتل برگرد تا ارشادت کنم ) به هتل برگشتیم و به ارشاد اسلامی با دختر موتور سوارصهیونیست  مشغول شدم ....  // شبی که هیچ گاه برای محمد فاضل لنکرانی  صبح نشد.

ایت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی در حالیکه از بیمارستان مرخص شده بود در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۸۶ در شهر لندن دارفانی را وداع گفت. جسدش از انگلیس به شهر مقدس قم منتقل و در جوار حضرت معصومه دفن شد.

طنز / پرشیا رویال